Skip Navigation Links
صفحه نخست
درباره استانExpand درباره استان
اطلاع رسانیExpand اطلاع رسانی
بانک اطلاعات هنرمندانExpand بانک اطلاعات هنرمندان
فعالیتهاExpand فعالیتها
منابع محتواییExpand منابع محتوایی
درباره مرکزExpand درباره مرکز
تاریخ انتشار  :  11:01 صبح ۱۳۹۲/۷/۱۸
تعداد بازدید  :  4578
Print
   
انسان!غایب عکاس:علیرضا دین محمدی

منتقد:فخرالدین دوست محمد





عنوان: انسان!غایب
عکاس:علیرضا دین محمدی
منتقد:فخرالدین دوست محمد
برخلاف  ذهنیتی که عنوان عکس ایجاد می کند ؛ اتفاقا انسان ؛ جزء جدایی ناپذیر و لاینفک و مهمترین عنصری است که تقریبا با همه پدید ه های عالم هستی سروکار دارد ؛اینجا اگرحضور فیزیکی ندارد ؛ آثار و نشانه ها یش در قالب مصنوعات دست ساز(تبر ؛ ماشین ؛ تابلوی راهنمایی ورانندگی ؛ جاده ؛تخریب محیطزیست و.....) هست و وجود دارد.با ز هم در اینجا برای اینکه حق مطلب را بجا آورده باشیم  ناگزیریم عکس را به پازلی تبدیل کنیم تا با کنار گذاشتن قطعات آن  (بررسی نمادها و عناصر تجسمی وتصویری عکس ) بتوانیم به معنا ومفاهیم نهفته در عکس بپردازیم و راز نامکشوف و پنهان عکس را کشف نماییم که اعتقاد دارم هنر کشف است وهنرمند با این انتخاب و گزینش ها ناخودآگاه ؛کاشف روابط پنهان بین پدیده های متضاد عالم هستی است.
خوب قطعات پازل عکس ما شامل : ماشینی که جزء مصنوعات بشری است ودر اینجا حضوری سایه وار دارد با این تفاوت که در اینجا با پیچ تند جاده روبه رو شده و کمی از سرعت و تعجیلش برای رسیدن به منافع شخصی کاسته شده است.
- تابلوی راهنمای ورانندگی که نماد قانون ؛ ایجاد تعادل وهماهنگی و راهنمایی می باشد متاسفانه خود در اینجا دچار عدم تعادل و متزلزل میباشد.
- تبر دست ساز بشر ؛وسیله برای قطع درخت و دراینجا وارونه شدنش نشانی از قربانی شدن خود نیز میباشد .
- تنه درخت که به شکل مورب عکس را به دوفضای متضاد سبزی وحیات در بالا و برهوت ونابودی در پایین تقسیم کرده است.
- چراغ قرمز ترمز ماشین و رنگ قرمز تابلو که تقریبا در محدوده طلای  قرار دارند ؛ نوعی هشدار و خطر را گوشزد می کنند.
- پیچ جاده  که به نوعی کاهنده سرعت  وتعجیل ماشین و به تامل وتفکر واداشتن را در ذهن متبادر میکند.
- فضا و ترکیب بندی غامض ؛ پیچیده و نامتعادل عکس ؛ نوعی خفقان وتنگی نفس را القاء میکند.
- مسیر جاده در ادامه فاقد چشم انداز وافق روشنی می باشد.
بنابراین میبینیم که هنرمند عکاس با پیچ جاده برای یک لحظه مخاطب را به تفکر وتامل و ماشین را که سایه وار در حال گذشتن میباشد نگه میدارد تا  شرایطی را که محصول تزلزل وبی ثباتی وبی تعادلی قانون میباشد را ببیند ؛ شرایطی که در آن انسان قربانی است چه زمانی که در بالا با سرعت در حال گذشتن از جاده ای بی فرجام و بی سرانجام میباشد و چه در پایین که کمر به نابودی محیط زیست بسته است.(تبر وارونه )
پس آشفتگی و خفقان موجود در عکس محصول شرایطی است که در ان قانون خود دچار بی تعادلی و شکننده و در انجام رسالت خود که حفظ و حراست  میباشد ابتر مانده است.
 نظر کارشناس فتوریویو:
نقد با ترفند ایجاد پرسش در ذهن مخاطب با طرح یک پارادوکس میان عنوان و متن، آغاز می شود، این شیوه یکی از روش های جلب نظر خواننده نقد است که وی را به کنکاش در متن جهت کشف مغایرتها ترغیب می کند؛ اما منتقد با پاسخ بی درنگ به این دوگانگی، ضمن طرح ظریف برداشت خود از رابطه میان عنوان و متن، خود را در جهت نقد قرار می دهد و به این ترتیب هیجان نقد به سرعت فرو می نشیند و فضای گفتمان نقد از اتمسفر چالش به فضایی آموزشی تغییر می کند.

مانند کسی که در برابر نظر شما، چنین پاسخی دهد: "من با شما مخالفم! زیرا حق بیش از این با شماست!" گزاره نخست ضمن ایجاد شوک در رابطه کلامی، شما را در موضع پرسش و دفاع قرار می دهد و سپس به یکباره با گزاره دوم در می یابید که مخاطب در جهت مقصود شما سخن می گوید.

استفاده از این تکنیک بسیار حساس است، زیرا تاثیر آن بر مخاطب و مؤلف متفاوت است.

همیشه باید توجه داشت که نقد چالشی، به همان اندازه که دیگران را به ایستادن و جستجو ترغیب می کند، می تواند موءلف ثبت را در موضع تدافعی قرار دهد. ایجاد تعادل میان این دو اثر برای بهره بردن از برانگیختگی حس کنکاش در مخاطب و عدم برافروختگی حس تعارض در مؤلف بسیار دشوار و ظریف است.

فخرالدین دوست محمد، در نقد خود، بدون ورود به نقد چالشی، موجی در ذهن خواننده ایجاد می کند که به نظر دامنه انرژی آن می توانست با کمی تغییر در ساختار، بیش از نخستین پاراگراف نیز ادامه یابد.

نقد بر پایه تجزیه عکس به المان های شاخص مشهود در آن، قالب بندی شده است و در این راستا، منتقد به وضوح عکس را به پازلی تشبیه می کند که تعریف هر قطعه در کنار قطعات دیگر، به کشف محتوای نهایی فرم در قالب ترکیب ایجاد شده خواهد انجامید.

مواردی که منتقد به ترتیب به آنا می پردازذ به ترتیب زیر است:

1- ماشین
2-تابلوی راهنمایی
3- تبر
4- تنه درخت
5- چراغ قرمز
6- پیچ جاده
7- اتمسفر ثبت
8- مسیر جاده

با توجه به تعابیری که منتقد در تفسیر این شاخص ها به کار برده است، به نظر می رسد کمی تغییر در ترتیب ذکر موارد می تواند در درک بهتر محتوای نقد به مخاطب کمک کننده باشد. به این ترتیب:

1- ماشین: "که جزو مصنوعات بشری است..."
2- پیچ جاده: "کاهنده سرعت جهت تفکر و تامل..."
3- چراغ قرمز: "اعلام خطر..."
4- تابلوی راهنمایی: "نماد قانون که خود دچار بی تعادلی شده است..."
5- تنه درخت: "که فضا را به دو قسمت حیات و برهوت تقسیم کرده است..."
6- تبر وارونه: "نشان از قربانی شدن خود..."
7- مسیر جاده: "فاقد افق روشن..."
8- اتمسفر ثبت: "نوعی خفقان و تنگی نفس را القاء می کند..."

به عبارت دیگر، زمانی که عکس را تجزیه می کنیم، ترتیب تعابیر و تفاسیر ما از قطعات ایجاد شده، خود می تواند به تنظیم ترکیب نهایی نقد کمک کند که البته نقد حاضر از ساختار مناسبی برخوردار است و می تواند با بهره گیری از این تکنیک مؤثرتر نیز عمل کند.

منتقد از نماد ها و نشانه ها به خوبی بهره برده است.

استفاده شایسته از تعبیر ترکیب در تفکیک فضاها، در جهت محتوای ثبت، از نکات برجسته نقد است.

منتقد در سیر نقد، عنوان ثبت را همواره در نظر داشته و از غیبت انسان در متن تفاسیر خود سود جسته است که نمونه بارز ان را می توان "در قربانی شدن انسان به دست خویش" مشاهده کرد.

نقد در عین بهره بردن از مضامین ارزشمند و فلسفی، نثری روان و به دور از پیچیدگی های ظاهری دارد که آن را نزد خواننده ملموس و تلطیف کرده و به ایجاد رابطه موفق وی با متن کمک نموده است .
 پیشنهاد فتوریویو:
 جایگزینی برخی واژه های ساده تر مانند استفاده از واژه "ناکام" به جای"ابتر" در کنار نوع گویش روان جاری در ثبت قابل توصیه است.

 


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

تهران | اصفهان | خراسان رضوی | لرستان | خوزستان | یزد | قم | مرکزی | زنجان | گلستان | کرمانشاه | فارس | اردبیل | کهگیلویه وبویراحمد | سمنان | قزوین | کرمان | خراسان جنوبی | سیستان و بلوچستان | گیلان | کردستان | بوشهر | آذربایجان شرقی | آذربایجان غربی | مازندران | خراسان شمالی | همدان | هرمزگان | ایلام | چهارمحال و بختياري

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت به حوزه هنری استان کرمانشاه تعلق دارد