Skip Navigation Links
صفحه نخست
درباره استانExpand درباره استان
اطلاع رسانیExpand اطلاع رسانی
بانک اطلاعات هنرمندانExpand بانک اطلاعات هنرمندان
فعالیتهاExpand فعالیتها
منابع محتواییExpand منابع محتوایی
درباره مرکزExpand درباره مرکز
تاریخ انتشار  :  13:12 عصر ۱۳۹۲/۷/۲
تعداد بازدید  :  3680
Print
   
داستان: ميدان مين

سيد ابراهيم پيره
ميدان مين

اتوبوس ايستاد.
- خواهرا پياده بشن، اينجا منطقه ي شلمچه س .
دلش گرفت.
بغض گلويش را خراشيد.
شراره هاي هواي گرم صورتش را آزرد. پياده شد.
خاك شلمچه بوي آشناي پدر مفقودش را مي داد.
حس غريبي او را به طرف سيم خاردار كشاند.
چادرش لاي سيم خاردار گير كرد.
چادر را به دندان گرفت.
اجازه نداد چادر از سرش بيافتد.
سريع آن را كشيد.
چادر جر خورد و تكه اي از آن روي سيم خاردار ماند.
خواست برگردد كه تابلويي نظرش را جلب كرد :
ميدان مين!
مواظب باشيد ...
خطر هميشه در كمين شماست.

سيد ابراهيم پيره

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

تهران | اصفهان | خراسان رضوی | لرستان | خوزستان | یزد | قم | مرکزی | زنجان | گلستان | کرمانشاه | فارس | اردبیل | کهگیلویه وبویراحمد | سمنان | قزوین | کرمان | خراسان جنوبی | سیستان و بلوچستان | گیلان | کردستان | بوشهر | آذربایجان شرقی | آذربایجان غربی | مازندران | خراسان شمالی | همدان | هرمزگان | ایلام | چهارمحال و بختياري

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت به حوزه هنری استان کرمانشاه تعلق دارد