Skip Navigation Links
صفحه نخست
درباره استانExpand درباره استان
اطلاع رسانیExpand اطلاع رسانی
بانک اطلاعات هنرمندانExpand بانک اطلاعات هنرمندان
فعالیتهاExpand فعالیتها
منابع محتواییExpand منابع محتوایی
درباره مرکزExpand درباره مرکز
تاریخ انتشار  :  14:41 عصر ۱۳۹۲/۸/۲۰
تعداد بازدید  :  2063
Print
   
عطش دريا

روشنك تكلف پور
عطش دريا

نام تو را مي آورم دريا پريشان مي شود
خورشيد مي پيچد به خود، درگير طوفان مي شود

مي ترسم از خشم زمين وقتي كه مي گيرد دلش
وقتي وجودم بسته بر هر ذرّه از آب و گِلش

كم كم زمين مي سوزد از آتشفشان سرخ غم
ظغيان نخواهد كرد چون يكبار مي پاشد زِ هم

دل را به درياها زدن در باور عباس بود
افتاد روي ماسه ها دستي كه پُر احساس بود

هرگز نمي فهمد كسي دردي كه خواهر مي كشد
پيوسته مي گويد"حسين"آه مكرّر مي كشد

آتش كشيده آه او بر استخوان خيمه ها
مي لرزد از فريادها بَر خود تمام نينوا


يك سر جدا بود از بدن، دستي جدا از پيکري
تابيد در دشت بَلا خورشيدهاي ديگري

از گوشة لب هايشان دريا عطش دارد هنوز
تا آخرين خون آسمان بي وقفه مي بارد هنوز

شش گوشة اين شعر را نذر نگاهت كرده ام
حالا پشيمانم چرا تركِ سپاهت كرده ام

مي خواستم... امّا نشد، از قافله جا مانده ام
در سايه ي ناباوري، تنهاي تنها مانده ام

من زنده ماندم زندگي در باورم بي رنگ شد
امروز جاي كربلا غزّه اسير جنگ شد


روشنك تكلف پور




نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

تهران | اصفهان | خراسان رضوی | لرستان | خوزستان | یزد | قم | مرکزی | زنجان | گلستان | کرمانشاه | فارس | اردبیل | کهگیلویه وبویراحمد | سمنان | قزوین | کرمان | خراسان جنوبی | سیستان و بلوچستان | گیلان | کردستان | بوشهر | آذربایجان شرقی | آذربایجان غربی | مازندران | خراسان شمالی | همدان | هرمزگان | ایلام | چهارمحال و بختياري

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت به حوزه هنری استان کرمانشاه تعلق دارد